تبلیغات
رز - 115

115

نویسنده :melina m
تاریخ:پنجشنبه 9 شهریور 1391-10:49 ق.ظ


یاد ترانه "جواد یساری" افتادم یادمه دبیرستان بودم گوش میکردمش

(دلم تنهاترین دلهاست اینجا

که از دست رفاقت تیر خورده

دلم با پای خسته لنگ لنگان

تن زخمیشو از پیش تو برده

قدیما مونسش تنها تو بودی

ولی حالا دلم تنهاترینه

چه خوش بودم به حرفای دروغت

که عشق تو پناه آخرینه)

امروز بعد باشگاه رفتم امامزاده معصوم، چقدر شلوغ بود وقتی شلوغه فاز نمیده از بس این زنا حرف میزنن آدم کلافه میشه

یه لحظه توی دلم گفتم " خدایا واقعا دلت واسم نمیسوزه؟"

ببین من هیچی ندارم یعنی هیچی بهم ندادی ببین تا الان که زندگی کردم بابت همین چیزایی که بهم ندادی چقدر حرف شنیدم چقدر تحقیر شدم ببین از همه بریدم ببین همیشه فقط از تو کمک خواستم

واقعا دلت نمیسوزه واسم؟ ها ؟ باور کنم؟

آخه مگه من چقدر گنجایش دارم؟ یعنی اینقدر پوستم کلفته خودم خبر ندارم



منبع:
http://dddbbb.blogfa.com


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo